السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

42

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

همين كتاب به نقل از مداينى آمده است : هنگامى كه على ( ع ) به كوفه آمد ، مردى از حكماى عرب نزد آن حضرت رفت و گفت : يا امير المؤمنين ! به خداى سوگند كه تو خلافت را زيبايى بخشيدى و آن تو را زيبا نكرد و تو مقام خلافت را بلند گردانيدى و خلافت تو را جاه و مقام نيفزود و خلافت به تو محتاج‌تر است تا تو به خلافت . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مىنويسد : اما فضايل آن حضرت ، از نظر عظمت و جلال و انتشار و معروفيت به درجه‌اى رسيده كه يادآورى و شرح آنها بر انسان زشت و قبيح است . مناقب على چنان است كه ابو العينا به عبيد الله بن يحيى بن خاقان وزير متوكل و معتمد گفته است : « مىبينى مرا وقتى از فضل تو مىگويم همچون كسى است كه از روشنايى روز روشن و از درخشندگى ماهى كه بر نظاره‌گران پوشيده نيست ، سخن مىگويد . پس من يقين دارم هر وقت كه در گفتارم به ناتوانى برسم و نتوانم مقصود را ادا كنم از ثناگويى تو به دعاگويىات منصرف مىشوم . و آگاه كردن مردم از خصوصيات و اوصاف تو را به همان علم و اطلاعى كه از تو دارند وامىگذارم . با اين وصف ، دربارهء مردى كه دشمنان و مخالفانش به فضل و برترى او اقرار كرده و نتوانسته‌اند مناقب وى را انكار كنند و پرده بر روى فضايل او بكشند ، چه مىتوانم گفت ؟ همانا دانستم كه بنى اميه با در دست گرفتن حكومت بر شرق و غرب عالم فرمان راندند و تمام حليه‌ها را به كار بستند تا نام على را محو كنند ، ارج او را در ميان مردم بكاهند ، بر او عيب و ضعف گذاردند بر روى منبرها وى را مورد لعنت و ناسزا قرار دادند ، ستايشگران آن حضرت را ترساندند و حتى آنان را حبس كردند و كشتند و از نقل رواياتى كه متضمن فضايل على و بزرگداشت نام او بود ، جلوگيرى كردند و كار را به جايى رساندند كه حتى از گذاردن نام على بر روى افراد ممانعت به عمل آوردند . اما تمام اين تلاشها جز رفعت و بلندآوازگى براى على چيزى نيفزود و همچون مشكى بود كه هرچند ، او را پنهان مىكردند ، اما بوى خوشش همه‌جا را مىآكند و همچون خورشيدى بود كه با وزش باد پوشيده نمىشد و مانند روز بود كه اگرچه يكى نمىتوانست آن را ببيند . اما ديگران از رؤيت آن ناتوان نبودند . و به راستى چه مىتوانم گفت دربارهء مردى كه هر فضيلتى به دو منتسب است و هر فرقه و گروهى خود را به او مىرساند و هر طايفه‌اى او را از خود مىداند ؟ على ( ع ) ابتدا و سرچشمهء همهء بزرگواريها و افتتاح‌كننده و سبقت‌گيرنده در ميدان مكارم و نيكوييهاست . هركس كه پس از او در اين عرصه‌ها چيرگى آزمود ، تحت تأثير على بود و پاى در جاى پاى آن حضرت گذارده و از او پيروى كرده است » . سپس ابو العينا در ادامهء سخنانش گفت : چه بگويم دربارهء مردى كه اهل كتاب كه رسالت پيامبر را انكار مىكنند ، على را دوست دارند ؟ و فلاسفه با آنكه با اهل دين در خلافند ، على را بزرگ مىدارند . و چه